لغت نامه دهخدا
دوزا. ( نف ) صفت دائمی از دوزیدن. ( دوختن ) کسی که دوزد. دوزنده؛ درا و دوزا. ( یادداشت مؤلف ):
...ای دلبر درّا دوزا
نیک می بری و خوش می دوزی.
رجوع به درا و دوزا شود.
دوزا. [ دُ ] ( نف مرکب ) دوزای. کسی که دوبچه با هم بزاید. که بچه توأم بزاید. که دو بچه از یک شکم زاید. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به دوزای شود.