دود گرد

لغت نامه دهخدا

دودگرد. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) صاحب آنندراج به کلمه معنی تیرگی و کدورت داده و بیت زیر را شاهد آورده است از رضی دانش:
بی دورت عالمی خواهم که چشمم واکنم
در میان دودگرد صبح و شام افتاده ام.
اما می نماید که صورت صحیح در بیت «دود و گرد صبح و شام » باشد که بر اثر نادرست خوانی به صورت ترکیبی درآمده و معنی فوق بدان داده شده است.

فرهنگ فارسی

صاحب آنندراج به کلمه معنی تیرگی و کدورت داده.

جمله سازی با دود گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یوسف آن نیست که در چاه بماند صائب می دود گرد جهان فکر چو رنگین باشد

💡 نور در بند ظلام آنجا نبود دود گرد صبح و شام آنجا نبود

💡 به جست و جوی نظیرش همی دود گردون که جای خویش گهی زیر و گه ز بر سازد

💡 تاب مه از دود گرد او چو قیر آفتاب اندر فضایش تشنه میر

💡 که سوخته منم آن دود گرد او چه کند که خسته من شدم از خون چرا بر اوست اثر

💡 ز باد تیغ چو دریا بخاست آتش رزم ز بوم هند برآمد چو دود گرد و غبار