دو چند

لغت نامه دهخدا

دوچند. [ دُ چ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مضاعف و دوبرابر. ( ناظم الاطباء ). مضعف. ( آنندراج ). دوچندان. دوبرابر. دوتا. مضعوف. ( یادداشت مؤلف ). ضعف. ( زمخشری ) ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). مضاعف. ( دهار ). دوتا. ( زمخشری ). و رجوع به دوچندان شود.

فرهنگ فارسی

مضاعف دو برابر.

جمله سازی با دو چند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 31 - و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند، وعمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم ساخت، و روزى پر ارزشى براى اوفراهم ساخته ايم.

💡 اسكندر گفت: اين كار از عقل دور است؛ چون اگر پس از كيفر، كار خود را دو چندان ادامه دهدمردم حرف او را قبول مى كنند و ما به دست خودمان به كمك او شتافته ايم.

💡 بر سر شمع چه آید همی از آتش و آب؟ آمد از چشم و دلم دوش دو چندان بر سر

💡 دو کیهان را نپندارم به میزان تو مقداری دو چندان گر به یک مویت ستانم باز مغبونم

💡 راهِ من دایم دو چندان می‌شود از کاهلی در میانِ راه، صائب خواب می‌گیرد مرا

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز