دو نیمه
مترادفها
دو قسمتی، دو بخشی
لغت نامه دهخدا
دونیمه. [ دُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دو نیم. دو نصف. به دو نصف تقسیم شده ( یادداشت مؤلف ):
هر آن که چون قلمت سر به حکم برننهد
دو نیمه باد سرش تا به سینه همچو قلم.سعدی.- دونیمه شدن؛ دو نیم شدن. نصف شدن: دو نیمه شد آن کوه پولادسنج. نظامی. انجزاع؛ دو نیمه شدن رسن. ( منتهی الارب ). رجوع به ترکیب دو نیم شدن در ذیل دو نیم شود.
- دو نیمه کردن؛ دو نیم کردن. نصف کردن. ( یادداشت مؤلف ):
راست گفتش دو نیمه خواهد کرد
لاله ای را به برگ نیلوفر.فرخی.حسام دین که به هیجا حسام قاطع او
کند دو نیمه عدو را ز فرق تا به میان
چنان دو نیمه کند خصم راکه نیم از نیم
به ذره ای بپذیرد زیادت و نقصان.سوزنی.دو نیمه کنم عمر با یکدلی
که از نیم جنسی نشان می دهد.خاقانی.تشطیر؛ دو نیمه کردن مال را. ( منتهی الارب ). رجوع به ترکیب دو نیم کردن در ذیل دو نیم شود.
- به دونیمه دل؛ هراسان و بیمناک:
همه موبدان سرفکنده نگون
به دونیمه دل دیدگان پر ز خون.فردوسی.
فرهنگ فارسی
دو نیم. دو نصف.
جمله سازی با دو نیمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بپای محب تو، سر نساید رأس دو نیمه سر، چو دو پیکر؛ ز تیغ شاهی باد
💡 بندر هِندیجان مرکز شهرستان هندیجان در استان خوزستان است که در شمال خلیج فارس قرار گرفتهاست. رودخانه زهره این شهر را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم میکند.
💡 قرص قمر بهر مهی چرخ دو نیمه زان کند تا به سگان او دهد نیمه قرصه قمر
💡 ایوان هشکو (اوکراینی: Іван Гешко؛ زادهٔ ۱۹ اوت ۱۹۷۹) دونده دو نیمهاستقامت، و ورزشکار دو و میدانی اهل اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است.
💡 وانکه کرد از تیغ سربی تن همی چون خربزه کرد شمشیر اجل او را دو نیمه چون خیار
💡 رشید رمزی (عربی: رشيد رمزي؛ زادهٔ ۱۷ ژوئیهٔ ۱۹۸۰) دونده دو نیمهاستقامت مراکشیتبار اهل مراکش است.