دو سرای

لغت نامه دهخدا

دوسرای. [ دُ س َ ] ( اِ مرکب ) دوسرا. دوجهان. دودنیا. دوعالم. دوگیتی. ( آنندراج ). دنیا و آخرت. ( یادداشت مؤلف ):
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دوسرای.فردوسی.رجوع به دوسرا شود.

فرهنگ فارسی

دو سرا. دو جهان.

جمله سازی با دو سرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدویست گیهان خرم به پای همو داد و داور به هر دو سرای

💡 گر به روز و شب کنم کار خدای نیکبختی یابم اندر دو سرای

💡 خرد و جام او به هر دو سرای واسطه در میان خلق و خدای

💡 نیست شغلی پس از سپاس خدای بهتر از نعت خواجه دو سرای

💡 بود زخم شمشیر و خشم خدای نیابیم بهره به هر دو سرای

💡 فرامرز دانست کان رهنمای به فرمان دارنده دو سرای

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز