دهان گیر

واژه «دهان گیر» صفتی مرکب است که دو معنی اصلی دارد. نخست، در معنای لبیشه یا لویشه به کار رفته و اشاره به ابزاری برای کنترل دهان اسب دارد. دوم، در معنای انسانی، به کسی گفته می‌شود که توانایی بستن دهان دیگران را دارد؛ یعنی کسی که با دلیل، برهان یا رفتار خود دیگران را از سخن گفتن بی‌مورد یا پوچ بازمی‌دارد. به عبارت دیگر، فرد دهان‌گیر کسی است که با منطق، استدلال یا عمل خود، جایگاه و سخن دیگران را محدود یا تصحیح می‌کند و از ابراز سخنان بی‌اساس جلوگیری می‌نماید. این صفت در ادبیات فارسی برای توصیف افرادی به کار رفته که قدرت اقناع و نفوذ کلامی بالایی دارند و می‌توانند دیگران را به سکوت یا تأمل وادار کنند. 

لغت نامه دهخدا

دهان گیر. [ دَ ] ( اِ مرکب ) لبیشه. لویشه. ( لغت فرس اسدی، در کلمه لبیشه ). لبیش دهان گیر اسب بود. ( لغت نامه اسدی ). || ( نف مرکب ) آنکه دهان مردم را از پوچ گفتن ببندد. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || در بیت زیر به معنی پوچ گو به کار رفته و این محل تأمل است. ( از آنندراج ):
اگرچه مطلع غرای من جهانگیر است
ولی چه چاره کنم مدعی دهان گیر است.میرزا عبدالغنی قبول ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

لبیشه. لویشه.

جمله سازی با دهان گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو دهانم گرفته‌ای که خموش تو دهان گیر و من جهان گیرم

💡 تو راست باش چو تیر و حریف کژ چو کمان چو تیر زه به دهان گیر چون درافتادی

💡 به نفط گنده چه حاجت که بر دهان گیری تو را خود از لب لعلست در دهان آتش

💡 در دهان گیر لب خویش دمی تا بینی ذوق صد تنگ شکر جمع شده در دو رطب

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز