دهان گشاده

لغت نامه دهخدا

دهان گشاده. [ دَ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که دهان او گشاده باشد. با دهان باز. گشوده دهان. || کنایه است از متعجب و متحیر:
تیر گردون دهان گشاده بماند
پیش تیغ زبانش چون سوفار.خاقانی.سوفاروش ز حیرت وحشی دهان گشاده
شه چون زبان خنجر کرده به تیر لالش.خاقانی.

فرهنگ فارسی

که دهان او گشاده باشد.

جمله سازی با دهان گشاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهان گشاده اندر میان باغ همی چنانکه دوست گشاده کند بخنده دهان

💡 تیر گردون دهان گشاده بماند پیش تیغ زبانش چون سوفار

💡 سوفار وش ز حیرت وحشی دهان گشاده شه چون زبان خنجر کرده به تیر لالش

💡 چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود مرا به خندهٔ شادی دهان گشاده شود

💡 چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود مرا به خنده شادی دهان گشاده شود

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز