دنین
لغت نامه دهخدا
دنین. [ دَ ] ( ع مص ) آهسته سخن گفتن که فهمیده نشود از آن. || بانگ کردن مگس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دنین. [ دَ ] ( ع اِ ) سخن به آواز خفی که بفهم نیاید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گیاه کهنه سیاه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سخن به آواز خفی که بفهم نیاید.
دانشنامه عمومی
دنین ( به عربی: دنین ) یک روستا در سوریه است که در حماه واقع شده است. دنین ۶۶۶ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با دنین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ونس طی دوران حضورش در سنا، بهعنوان یک سنتگرا، محافظهکار ملی و پوپولیست جناح راست شناخته میشود. او از کرتیس یاروین، راد درهر و پاتریک دنین به عنوان تأثیرات اصلی بر دیدگاههای سیاسی و مذهبی خود یاد کرده است. در مسائل اجتماعی، او سیاستهای شدیداً محافظهکارانه، مخالفت با سقط جنین و ازدواج همجنس، و حمایت از ممنوعیت پورنوگرافی و مراقبتهای سلامت بهداشت تراجنسیتی برای افراد به سن قانونینرسیده را ترویج کرده است. ونس با جریان اصلی ارتدوکس اقتصادی جمهوریخواه، از جمله مالیاتگیری، حداقل دستمزد، اتحادیهسازی، تعرفهها و سیاست ضد تراست اختلاف دارد و مخالفِ کمک نظامی آمریکا به اوکراین است.