منگیدن

لغت نامه دهخدا

منگیدن. [ م َ دَ ] ( مص ) لندیدن آهسته آهسته و زیر لب سخن گفتن باشد از روی قهر و غضب. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). آهسته و زیر لب سخن گفتن. ( فرهنگ رشیدی ):
این به منگیدن در زیر زبان
آن اسیران با هم اندر بحث آن
تا موکل نشنود بر ما جهد
خود سخن در گوش آن سلطان برد.مولوی ( از حاشیه برهان چ معین ).پس همی منگید با خود زیر لب
در جواب فکرتم آن بوالعجب.مولوی.|| از بینی حرف زدن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). غنه. ( منتهی الارب ). خَمْخَمه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به ملاحی شود.

فرهنگ معین

(مَ دَ ) (مص ل. ) از روی خشم آهسته در زیر لب سخن گفتن.

فرهنگ عمید

آهسته حرف زدن، زیر لب سخن گفتن.

ویکی واژه

از روی خشم آهسته در زیر لب سخن گفتن.

جمله سازی با منگیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بمنگیدند در زیر زبان آن اسیران با هم اندر بحث آن

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز