جاویده
مترادفها
همیشگی، ابدی، جاودان، مانا، ماندگار
متضادها
فانی، ناپایدار، زودگذر
لغت نامه دهخدا
جاویده. [ دَ / دِ ]( ن مف ) جویده. آنچه جویده شده. رجوع به جویدن شود.
- جاویده تکلم کردن؛ دَنْدَنه کردن. من و من کردن. نامفهوم سخن گفتن.
فرهنگ فارسی
آنچه جویده شده