دم روباه
لغت نامه دهخدا
دم روباه. [ دُ ] ( اِ مرکب ) گاوکش. رجوع به گاوکش شود. || ذنب الثعلب. رجوع به ذنب الثعلب شود.
دم روباه. [ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد با 275 تن سکنه، آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:علف پشمکی
جمله سازی با دم روباه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق مستغنی است از تدبیر عقل حیله گر شیر کی سازد عصای خود دم روباه را؟
💡 دم روباه یک روستا در ایران است که در دهستان قلعه زری شهرستان خوسف واقع شدهاست. دم روباه ۱۰۹ نفر جمعیت دارد.
💡 معمولاً دم روباه نر بلند و به زمین نزدیک است. جثهٔ جنس ماده از نر کوچکتر است.
💡 دم روباه (مشهد)، روستایی از توابع بخش رضویه شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 تشخیص روباه ترکمنی از روباه معمولی کار دشواری نیست. پشت گوشهای روباه ترکمنی به همان رنگ بدنش یعنی دارچینیرنگ است و روباه معمولی پشت گوشهایش سیاهرنگ. ضمن اینکه روباه معمولی نوک دمش سفید است و نوک دم روباه ترکمنی سیاهرنگ. کوچکی جثه، بادامیتربودن چشمها و اندازه دمش هم تشخیصش را آسان میکند.