دلیم

لغت نامه دهخدا

دلیم. [ دُ ل َ ] ( اِخ ) از اعلام است. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با دلیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صافی دلیم چون خم و روشن روان چو جام بر روی اگر چو آینه، زنگی گرفته‌ایم

💡 این زمان محو فرامش نغمگی‌های دلیم جام ما پیش ازشکستنها ترنگی یاد داشت

💡 داغ قمار صنعت یکتایی دلیم ما را به ششجهت طرف این نقش خال کرد

💡 عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانک یک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم!

💡 هست تا در جام ما یک قطره می، دریا دلیم پشت ما بر کوه باشد تا سبو بر دوش ماست

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز