لغت نامه دهخدا
دلیرافکن. [ دِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) دلیرافکننده. افکننده ٔدلیر. هلاک کننده شجاعان و دلیران. ( ناظم الاطباء ).
دلیرافکن. [ دِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) دلیرافکننده. افکننده ٔدلیر. هلاک کننده شجاعان و دلیران. ( ناظم الاطباء ).
دلیر افکننده.افکننده دلیر.
💡 یسار و یمین پیش و پس دشمن است هوا پر ز دام دلیر افکن است
💡 که فرزند برزوی شیر اوژن است سپهدار گرد و دلیر افکن است
💡 شیردلی کن که دلیر افکنی شیر خطا گفتم شیر افکنی