لغت نامه دهخدا
دلال وار. [ دَل ْ لا ] ( ص مرکب، ق مرکب ) چون دلال. مانند دلال. همانند واسطه های خرید و فروش:
گنه به من بر دلال وار عرضه دهد
بدان سبب که خریدار آب دندانم.سوزنی.رجوع به دلال شود.
دلال وار. [ دَل ْ لا ] ( ص مرکب، ق مرکب ) چون دلال. مانند دلال. همانند واسطه های خرید و فروش:
گنه به من بر دلال وار عرضه دهد
بدان سبب که خریدار آب دندانم.سوزنی.رجوع به دلال شود.
چون دلال. همانند واسطه های خرید و فروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گنه بمن بر دلال وار عرضه دهد بدانسبب که خریدار آب دندانم