خجسته کلاه

لغت نامه دهخدا

خجسته کلاه. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ک ُ ] ( اِ مرکب ) کلاه خجسته. تاج مبارک. تاج خجسته. تاج با میمنت:
بیامد خروشان بقلب سپاه
بسر برنهاد آن خجسته کلاه.فردوسی.چو شاپور گشت از در تاج و گاه
مر او را سپرد آن خجسته کلاه.فردوسی.

فرهنگ فارسی

کلاه خجسته تاج مبارک

جمله سازی با خجسته کلاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیامد خروشان به قلب سپاه به سر بر نهاد آن خجسته کلاه

💡 چو شاپور گشت از در تاج و گاه مر او را سپرد آن خجسته کلاه

💡 خرامان ازان جا بیامد بگاه بسر بر نهاد آن خجسته کلاه

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز