لغت نامه دهخدا
دفتر ساختن. [دَ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) ترتیب دادن دفتر:
ور شمار فضل او را دفتری سازد کسی
هر چه قانون شمار است اندر آن دفتر شود.فرخی.
دفتر ساختن. [دَ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) ترتیب دادن دفتر:
ور شمار فضل او را دفتری سازد کسی
هر چه قانون شمار است اندر آن دفتر شود.فرخی.
ترتیب دادن دفتر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرد را نتوان پریشان همچو دفتر ساختن جمع چون خورشید کن خود را اگر فرد رهی