دعم

لغت نامه دهخدا

دعم. [ دَ ] ( ع مص ) فرانهادن ستون را، یا ستون کج شده را راست کردن. ( از منتهی الارب ). ستون فا چیزی نهادن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). ستون نهادن چیزی را هنگام خم شدن، یا ستون نهادن چیزی را تا خم نشود. ( از اقرب الموارد ). || گرد آمدن با زن، یا سپوختن نره را در شرم زن، یا تمام انداختن آن را در آن. ( از منتهی الارب ). آرمیدن با زن. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). || کمک کردن و تقویت نمودن کسی را. ( از اقرب الموارد ). پایندانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی )
دعم. [ دَ ] ( ع اِ ) قوت و فربهی، و از آن جمله است که گویند: «لا دعم بفلان » یعنی او را نه نیرو و نه فربهی است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پیه و گوشت، گویند: جاریة ذات دعم؛یعنی دارای گوشت و پیه. ( از اقرب الموارد ). || مال بسیار. ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ).
دعم. [ دِ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ دِعمة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به دعمة شود.

فرهنگ فارسی

جمع دعمه.

جمله سازی با دعم

💡 در انتخابات پارلمان اسرائیل در سال ۲۰۱۵ حزب دعم تنها حزبی در اسرائیل بود که توسط یک زن عرب اهل اسرائیل به اسما اغباریه رهبری می‌شد.

💡 واژهٔ دعم در زبان عربی ریشه دارد و مخفف معکوس سازمان عمل دموکراتیک (به عربی: منظمة العمل الدیمقراطی) است. این واژه همچنین در زبان عربی معنای حمایت نیز هست.

سربسته یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز