دستی برو

لغت نامه دهخدا

دستی برو. [ دَ ب ُ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) بازیی است که اطفال کنند و دستی پشت دست نیز گویند. و آن چنانست که جمعی حلقه وار نشینند و یکی که بزرگ است اجزای دست را از دست و کف دست و سرشست و ساعد به ترتیبی که خواهد به دیگری شمارد و او نیز به زیر دست خود بهمان ترتیب گوید اگر غلط کرد او را خوابانند و مشت به پشت او زنند تا غلطنکند. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). || امر به زدن پس گردنی. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

بازیی است که اطفال کنند و دستی پشت دست نیز گویند.

جمله سازی با دستی برو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه راهی ورا چون بوستان شد همه دستی برو گوهر فشان شد

💡 تاراج دل کردی بسی، دستی برو یاری رسی در بردن دل هر کسی می داندت، پنهان نه ای