دستکی

لغت نامه دهخدا

دستکی. [ دَ ت َ ] ( اِ مرکب ) یک نوع پیرایه است مر دستها را. ( ناظم الاطباء ). || دستکش جیری که شکارچیان جهت گرفتن مرغان شکاری به دست کشند. || موچینه. || منقاش دان. ( ناظم الاطباء ). || دفتر محاسبه. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). دستک. دفتر جیبی و کتابچه جیبی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دستک شود.

جمله سازی با دستکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سپردن هر کی زودتر در فروزش بیشتر سر بنه در زیر پای و دستکی بر هم بزن

💡 چشم گیرایش فتد بر خویشتن دستکی بر سینه می گوید که من

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز