لغت نامه دهخدا
دسته نقاشی. [ دَ ت َ /ت ِ ن َق ْ قا ] ( ص نسبی ) دارای دسته منقش و بنگار.
- دروغهای دسته نقاشی؛ دروغهای پردار. دروغهایی آشکارا و روشن. دروغهای آراسته به حکایات یا ادله بی اساس.
دسته نقاشی. [ دَ ت َ /ت ِ ن َق ْ قا ] ( ص نسبی ) دارای دسته منقش و بنگار.
- دروغهای دسته نقاشی؛ دروغهای پردار. دروغهایی آشکارا و روشن. دروغهای آراسته به حکایات یا ادله بی اساس.
دارای دست. منقش و بنگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جائی کو چنین دارد تحاشی تو گوز دسته نقاشی که باشی