دست گذاشتن

لغت نامه دهخدا

دست گذاشتن. [ دَ گ ُ ت َ ]( مص مرکب ) قرار دادن دست. نهادن دست: مسح؛ دست گذاشتن بر چیزی روان یا آلوده جهت دور کردن آلودگی آن.
- دست گذاشتن بر؛ مسلط شدن بر. تحت فرمان و اختیار خود گرفتن.
- دست گذاشتن به؛ درتداول، آغاز کردن به چیزی: دست گذاشت به گریه.
- دست به دلم مگذار؛ در تداول، با یادآوری خاطرات رنج آور مرا اذیت مکن. مپرس که بسیار غمگینم. که بسیار دردها دارم. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

قرار دادن دست. نهادن دست

جمله سازی با دست گذاشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ششم: اين است كه طواف كننده خارج از ديوار و بنيان كعبه طواف نكند پس اگر روىديوار كعبه طواف كند بايداعاده نمايد همانطور كه اگر روى ديوار حجر طواف كند واجباست آن را جبران نموده آن مقدار را اعاده نمايد و اما دست گذاشتن روى ديوار در سه طرفىكه شاد روان هست در حال طواف مانعى ندارد ولى ترك آن بهتر است.

💡 26 - دست روى دست مگذار، بلكه دستهايت را آزاد كن و مستقيم بر رانهاقرارش بده زيرااين عمل دست روى دست گذاشتن، عمل اهل كتاب است.

💡 در این بازی همه بازی‌کن‌ها خم می‌شوند به نحوی که با دستانشان بتوانند زانوهای خود را لمس کنند (رکوع مانند) و بازیکن آخر باید با دست گذاشتن بر روی پشت آن‌ها از روی کمر آن‌ها بپرد و در انتها سقف به صورت خرک منتظر نفر بعد بماند.

💡 دست گذاشتن بر روی «دیوید کاپرفیلد» برای یک اقتباس وفادارانه از آن در مدیوم سینما، تقریبا کاری نشدنی است. شاهکار باعظمت دیکنز، سرشار از داستان‌های فرعی و کاراکترهای گوناگونی است که تبدیل آن را به یک فیلم دو ساعته تقریبا ناممکن می‌کند.

💡 اشتباه نشود مفهوم توكل آنچنانكه بعضى از تحريف كنندگان پنداشته اند، چشمپوشى ازعالم اسباب و دست و روى دست گذاشتن و به گوشه اى نشستن نيست، بلكه مفهومش خودسازى و بلند نظرى و عدم وابستگى به اين و آن و ژرفنگرى است، استفاده از عالماسباب جهان طبيعت و حيات، عين توكل بر خدا است، زيرا هر تاءثيرى در اين اسباب استبه خواست خدا و طبق اراده او است.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز