لغت نامه دهخدا
دست کوته. [ دَ ت َه ْ ] ( ص مرکب ) دست کوتاه. کوته دست. مخفف دست کوتاه. رجوع به دست کوتاه شود.
دست کوته. [ دَ ت َه ْ ] ( ص مرکب ) دست کوتاه. کوته دست. مخفف دست کوتاه. رجوع به دست کوتاه شود.
دست کوتاه. کوته دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دست کوته مشاطه این جرأت نمی آید مگر گردون ز پستی بشکند طرف کلاهش را
💡 می شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملک دست کوته دار صائب از خورش های غریب
💡 ز دست کوته و بیحاصلی چه سازم پس سزد اگر زنم آتش به خویشتن بی تو
💡 زان زلف دراز دست کوته نکنم چون رشته ی دولتم بدست افتادست
💡 از حلقه حرم اگرم دست کوته است چشمم چو حلقه بر در بیت الحرام اوست
💡 دست کوته دار ناصح از دل پر شور من کشتی دریایی از لنگر نمی گیرد قرار