لغت نامه دهخدا
دست دوز. [ دَ] ( نف مرکب ) دوزنده با دست. که با چرخ نمی دوزد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || ( ن مف مرکب ) که با دست دوخته شده باشد. دوخته شده با دست: کفش دست دوز.
دست دوز. [ دَ] ( نف مرکب ) دوزنده با دست. که با چرخ نمی دوزد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || ( ن مف مرکب ) که با دست دوخته شده باشد. دوخته شده با دست: کفش دست دوز.
دوزنده با دست که با چرخ نمی دوزد یا که با دست دوخته شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودوزی هنر تزیین پارچه با استفاده از سوزن و قلاب، به کمک نخ های رنگین است. ارزش بالای این هنر علاوه بر دست دوز بودن آن توسط دختران و زنان همچنین به علت حفظ طرح و نقشهای اصیل سنتی ایرانیست.