دزد زده
مترادفها
دزدیده شده، غارت شده، مسروقه
لغت نامه دهخدا
دزدزده. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
- امثال:
جاده دزدزده تا چهل روز ایمن است. ( امثال و حکم ).خانه دزدزده تا چهل شب امن است.
فرهنگ فارسی
سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
جمله سازی با دزد زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اينكه مى گوئيم كشورهاى فقير نه اين است كه حقيقتا فقير باشند اينها در حقيقت دزد زده وغـارت شـده انـد، گاهى بهترين و گرانبهاترين منابع زير زمينى در اختيار آنها است، امااين ابر غارتگران همه را مى برند و آنها را بر خاك سياه مى نشانند.
💡 این مثل در جهان فسانه شده که بود امن، راه دزد زده
💡 پس از اینکه همسایه متوجه شد درِ خانهاش شکسته شده، متوجه شد که تمام وسایل قیمتی و طلاهای خانوادگیاش توسط افراد ناشناس دزد زده شده است.
💡 پلیس اعلام کرد که در جریان سرقت از آن فروشگاه بزرگ، تعدادی از کالاهای گرانقیمت و برند که تازه به انبار رسیده بود، دزد زده شده است.
💡 او با ناراحتی بسیار زیاد به دوستان خود گفت که در حالی که در خواب بوده، تمام کیف پول و گوشی موبایلش دزد زده شده است.