دریا شناس

لغت نامه دهخدا

دریاشناس. [ دَرْ ش ِ ] ( نف مرکب ) دریا شناسنده. شناسنده دریا. عارف به وضع دریا. عالم به وضع و موقع و خصوصیات دریا. بحرشناس:
چنین گفت دریاشناس کهن
که ای نامبردار چین و ختن.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دریا شناسنده. شناسند. دریا

جمله سازی با دریا شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فضل او افزون‌تر از دریا شناس از بهر آنک هست دریا را کران و نیست فضلش را کران

💡 ز دریا شناسان تویی اوستاد یکی بر تنت رنج باید نهاد

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز