لغت نامه دهخدا
دریاسو. [ دَرْ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان. واقع در 65هزارگزی باختر راور و 13هزارگزی راه فرعی راور به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دریاسو. [ دَرْ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان. واقع در 65هزارگزی باختر راور و 13هزارگزی راه فرعی راور به کرمان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز یزدان چو شاه آرزوها بیافت ز دریا سوی خان آذر شتافت
💡 به دریا سوی مرز ماچین شتافت کرا از جزیره بدان مرز یافت
💡 سفر کردی ز دریا سوی عنصر سفر ناکرده قطره کی شود دُر؟
💡 چون ز دریا سوی ساحل بازگشت چنگ شعر مثنوی با ساز گشت
💡 سفر کردی ز دریا سوی عُنصُر سفر ناکرده قطره کی شود دُر
💡 چو از دریا سوی بالا شدی تو صدف را لؤلؤی لالا شدی تو