درگذشتگی
مترادفها
مرگ، فوت، وفات، رحلت، از دنیا رفتن
متضادها
تولد، زندگی
لغت نامه دهخدا
درگذشتگی. [ دَ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب )عمل درگذشتن: فرط؛ از حد درگذشتگی. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با درگذشتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صرصر به گرد من نرسد درگذشتگی دلبستگی چو غنچه ندارم به بوی خویش