درویش پوش

مترادف‌ها

ساده‌پوش، زاهد‌پوش

متضادها

تجمل‌گرا، خوش‌پوش، مرفه، پرزرق و برق

لغت نامه دهخدا

درویش پوش. [ دَرْ ] ( نف مرکب ) پوشنده درویش. جامه بتن کننده درویش. کسی که درویش را بپوشد، از قبیل برهنه پوش. ( از آنندراج ). || ( اِ مرکب ) پوشش درویش. || ( نف مرکب ) کسی که پوشش او مثل پوشش درویش باشد. ( آنندراج ). آنکه مانند گدایان جامه می پوشد. ( ناظم الاطباء ). با پوشش درویشان:
تهی دست سلطان درویش پوش
گدائی خر و پادشاهی فروش.نظامی ( از آنندراج ).صاحب آنندراج پس از نقل این بیت نویسد: درست نیست که گفته شود از عالم هنرپوش و سرخ پوش است، چرا که درویش چیزی نیست که او را لباس تن کسی توان گفت، بهر تقدیر لفظ مذکور که در عامه نسخ اسکندرنامه دیده می شود از تصرفات ناسخین است و صحیح پشمینه پوش است چنانچه نسخه های قدیمه به خط ولایت ( یعنی به خط مردم ایران ) بر آن گواهی میدهند.

فرهنگ فارسی

پوشنده درویش جامه بتن کننده درویش کسی که درویش را بپوشد از قبیل برهنه پوش و عیب پوش پوشش درویش

جمله سازی با درویش پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تهی دست سلطان درویش پوش غلامی خر و پادشاهی فروش

💡 آن مرد درویش پوش در میان جمعیت گم شده بود و کسی نمی‌توانست حدس بزند که او صاحب یکی از بزرگترین ثروت‌هاست.

💡 در آن داستان قدیمی، قهرمان ما با پوشیدن لباس‌های درویش پوش توانست به راحتی به قلعه دشمن نفوذ کرده و ماموریت خود را انجام دهد.

💡 برخلاف ظاهر درویش پوش و ساده‌اش، او دانشی بسیار عمیق در زمینه فلسفه و اخلاق داشت که همه را شگفت‌زده می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران