لغت نامه دهخدا
دروغینی. [ دُ ] ( اِخ ) شهرت سپهسالارعلی دروغینی از سرداران ترکان خاتون مادر سلطان محمد خدابنده. رجوع به علی دروغینی در ردیف خود شود.
دروغینی. [ دُ ] ( اِخ ) شهرت سپهسالارعلی دروغینی از سرداران ترکان خاتون مادر سلطان محمد خدابنده. رجوع به علی دروغینی در ردیف خود شود.
💡 نامه یهودا هشداری است دربارهٔ معلّمان دروغینی که مدعی ایمان به مسیح بودند. محتوای این نامه کوتاه، شبیه نامهٌ دوّم پِطرُس است. یهودا مخاطبانش را تشویق میکند که برای حفظ ایمان و اعتقادی که یک بار برای همیشه به مؤمنان سپرده شدهاست، مجاهده کنند.
💡 اگرچه تیره شبی رو به صبح صادق آر مگو که صبحم صبحی ولی دروغینی
💡 همچنین مشرقنیوز با انتشار توئیتهای کاربران و نوشتههای کانالهای تلگرامی و اذعان بیطرفی دربارهٔ آنها تیترهای جهتداری میزند و اتهامات دروغینی را نیز وارد میکند؛