لغت نامه دهخدا
دروغزنی. [ دُ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل دروغزن. دروغگویی. دروغزن بودن. رجوع به دروغزن شود.
دروغزنی. [ دُ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل دروغزن. دروغگویی. دروغزن بودن. رجوع به دروغزن شود.
عمل دروغ زن دروغگویی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر براستی این گفته ای جوابم ده وگر دروغ زنی نیست تکیه بر کذاب
💡 أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ آگاه باشید که ایشان از دروغ زنی ایشانست، لَیَقُولُونَ (۱۵۱) وَلَدَ اللَّهُ که میگویند که اللَّه فرزند زاد، وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ (۱۵۲) ایشان دروغ زناناند.