دروغ زنی

مترادف‌ها

دروغگویی، کذب‌گویی

متضادها

راستگویی، صداقت

لغت نامه دهخدا

دروغزنی. [ دُ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل دروغزن. دروغگویی. دروغزن بودن. رجوع به دروغزن شود.

فرهنگ فارسی

عمل دروغ زن دروغگویی.

جمله سازی با دروغ زنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر براستی این گفته ای جوابم ده وگر دروغ زنی نیست تکیه بر کذاب

💡 أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ آگاه باشید که ایشان از دروغ زنی ایشانست، لَیَقُولُونَ (۱۵۱) وَلَدَ اللَّهُ که میگویند که‌ اللَّه فرزند زاد، وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ (۱۵۲) ایشان دروغ زنان‌اند.

💡 درروغ زنی یکی از بدترین ویژگی‌های اخلاقی است که می‌تواند اعتماد دیگران را به سرعت از بین ببرد و روابط انسانی را دچار آسیب جدی کند.

💡 او به دلیل دروغ زنی‌های مکرر و بی‌موردش، دیگر هرگز مورد اعتماد دوستان صمیمی و اعضای خانواده خود قرار نمی‌گرفت و در تنهایی مطلق زندگی می‌کرد.

💡 تربیت صحیح کودکان برای درک تفاوت میان حقیقت و دروغ زنی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا در آینده شهروندانی مسئولیت‌پذیر برای جامعه باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران