لغت نامه دهخدا
درم ریختن. [ دِ رَم ْ ت َ ] ( مص مرکب ) ریختن درم. افشاندن درم. || نور افشاندن. نور پاشیدن.
- درم ریختن ماه؛ نور افشانی کردن ماه:
ماه در آب چون درم ریزد
هر کجا ماهیی است بگریزد.نظامی.
درم ریختن. [ دِ رَم ْ ت َ ] ( مص مرکب ) ریختن درم. افشاندن درم. || نور افشاندن. نور پاشیدن.
- درم ریختن ماه؛ نور افشانی کردن ماه:
ماه در آب چون درم ریزد
هر کجا ماهیی است بگریزد.نظامی.
ریختن درم افشاندن درم نور افشاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ابر وقت درم ریختن توئی پر دل چو برق گاه زر افشاندن توئی خندان