دردپرور

لغت نامه دهخدا

دردپرور. [ دَ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) دردپرورده. غمگین و رنجور. ( ناظم الاطباء ):
هوای سایه گل دردپرور را نمی سازد
نسیمی آورد در جوش دلهای مشوش را.دانش ( از آنندراج ).

جمله سازی با دردپرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر زمین زد شمع در پیشت کلاه از جور باد دود آهی بس ز جان دردپرور بر کشید

💡 ما دردپرور غم عشقیم اگر ترا دل داده‌ایم پیش جفا هم ستاده‌ایم

💡 ز درد و داغ چه پرواست دردپرور را؟ که آب زندگی آتش بود سمندر را

💡 از گلشن دردپرور عشق بویی نشنیده، شاد رفتم

مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز