درخوری

لغت نامه دهخدا

درخوری. [ دَ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب )اهلیت. سزاواری. شایستگی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با درخوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سایه اوراق طوبی سایه چتر تو شد از قیاس ای سایه یزدان که تو هم درخوری

💡 بیتی زشعر فرخی اندر مدیح تو تضمین همی کنم که بدان بیت درخوری‌:

💡 نتیجهٔ تغییر خط در تاجیکستان این شد که تاجیکان نسبت به همزبانان ایرانی و افغانستانی تا حدودی بیگانه شوند و ارتباطات درخوری میان آنان صورت نگیرد.

💡 از جوانی و جمال و جاه و جان برخور که تو چون جوانی و جمال و جاه و جانان درخوری

💡 که هر دو را تو چنان درخوری‌ که وقت بهار درخت را تَفِ خورشید و کِشت را باران

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز