درجرج

لغت نامه دهخدا

درجرج. [ دُ رُ رُ ] ( ع اِ ) جانورکی است سرخ سیاه، و گویند آن زهری است و هر کس آنرا خورد، مثانه او زخم گردد و قضیب و عانه و زهار او متورم شود. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با درجرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رافعى نيز به نقل از صاحب (تهذيب ) گفته است كه اگر نذر كند فلان مقدار براىاهالى فلان شهر صدقه دهد، واجب است بر آنان صدقه دهد و نذر براى قبر معروف درجرجان نيز ازاين قبيل است.(84)