لغت نامه دهخدا
در مهاجر. [ دَ رِم ُ ج ِ ] ( اِخ ) نام دروازه قلعه دربند:
دربند و سور او بین چل برج آسمانی
خیز از در مهاجر تا برج فید بنگر.خاقانی.
در مهاجر. [ دَ رِم ُ ج ِ ] ( اِخ ) نام دروازه قلعه دربند:
دربند و سور او بین چل برج آسمانی
خیز از در مهاجر تا برج فید بنگر.خاقانی.
نام دروازه قلعه دربند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سدهٔ شانزدهم میلادی که پرتغالیها دست به استعمار برزیل زدند، جمعیت توپیها یا در مهاجران پرتغالی حلشد، به بردگی کشیدهشد یا برخی از ایشان نابود شدند. تنها چند جامعهٔ محدود از توپیها به جای ماند.
💡 بيانات امام خمينى در مورد تاءثير جو اختناق در مهاجرات نيروهاى عظيم انسانى.