لغت نامه دهخدا
در تازیان. [ دَ رِ ] ( اِخ ) جائی است [ از حدود خراسان ] که اندر دربندی است میان دو کوه و بر او دری است که کاروان بدان در بیرون شوند و آن بند مأمون خلیفه کرده است. ( حدود العالم ).
در تازیان. [ دَ رِ ] ( اِخ ) جائی است [ از حدود خراسان ] که اندر دربندی است میان دو کوه و بر او دری است که کاروان بدان در بیرون شوند و آن بند مأمون خلیفه کرده است. ( حدود العالم ).
جائیست که اندر در بندیست میان دو کوه و بر او دریست که کاروان بدان در بیرون شوند و آن بند مامون خلیفه کرده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسی نامور بود در تازیان ز پیگار او دیو دیدی زیان