لغت نامه دهخدا
دجال فعل. [ دَج ْ جا ف ِ ] ( ص مرکب ) که عمل دجال کند. که کار چون دجال دارد. دجال کردار:
کجاست صوفی دجال فعل ملحدکیش
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید.حافظ.
دجال فعل. [ دَج ْ جا ف ِ ] ( ص مرکب ) که عمل دجال کند. که کار چون دجال دارد. دجال کردار:
کجاست صوفی دجال فعل ملحدکیش
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید.حافظ.
که عمل دجال کند
💡 نه روح الله در این دیر است چون شد چنین دجال فعل این دیر مینا
💡 میان اینچنین دجال فعلان تو چون مریم زعیسی بازمانده
💡 کجاست دشمن دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدیّ دین پناه رسید