حصاه
مترادفها
سنگریزهها، ریگها
لغت نامه دهخدا
( حصاة ) حصاة. [ ح َ ] ( ع اِ ) سنگ ریزه. ( دهار ). ریگ. جمرة. رمل. یکی سنگ ریزه و یکی حصا. حکیم مؤمن گوید: رادع و مجفف است و سائیده او مثل غبار جهت نزف الدم جراحات و رفع ورم مفید است و انداختن آن در کوزه آب مصلح غلظت آن و مقوی احشاست. ( تحفه ). || سنگ که در مثانه بود. سنگ که در گرده بود. سنگ که در مثانه یا کلیه و جز آن پدید آید از کمیز منجمد که همچو سنگ ریزه گردد یا از تحجر خلطی غلیظ به علت استعمال اغذیه لزجه. || عقل. خرد. ( مهذب الاسماء ). هوش. ( منتهی الارب ). رای.
حصاة. [ ح َ ] ( ع اِ ) سنگ ریزه. ( دهار ). ریگ. جمرة. رمل. یکی سنگ ریزه و یکی حصا. حکیم مؤمن گوید: رادع و مجفف است و سائیده او مثل غبار جهت نزف الدم جراحات و رفع ورم مفید است و انداختن آن در کوزه آب مصلح غلظت آن و مقوی احشاست. ( تحفه ). || سنگ که در مثانه بود. سنگ که در گرده بود. سنگ که در مثانه یا کلیه و جز آن پدید آید از کمیز منجمد که همچو سنگ ریزه گردد یا از تحجر خلطی غلیظ به علت استعمال اغذیه لزجه. || عقل. خرد. ( مهذب الاسماء ). هوش. ( منتهی الارب ). رای.
فرهنگ معین
( حصاة ) (حَ ) [ ع. ] (اِ. ) سنگریزه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) واحد (( حصی ) ) ( حصا ) سنگریزه. جمع: حصیات.
جمله سازی با حصاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با گذشت هزاران سال، تکههای کوچک حصاه در بستر رودخانه توسط جریان تند آب صیقل خورده و به شکلهای زیبایی درآمدهاند.
💡 باستانشناسان در حین حفاریهای جدید، قطعاتی از حصاه را در زیر لایههای خاک پیدا کردند که متعلق به دوران پارینهسنگی هستند.
💡 وزن سنگین آن حصاه بسیار بزرگ باعث شده بود که جابهجا کردن آن برای کارگران حتی با استفاده از ابزار آسانسوری دشوار باشد.