دانه پاشیدن

لغت نامه دهخدا

دانه پاشیدن. [ ن َ /ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) فروریختن و پراکنده کردن دانه. افشاندن دانه. دانه افشانی. پراکندن دانه:
بیابان را غزالی نیست بی خلخال چون لیلی
ز زنجیرجنون پاشیدم از بس دانه در صحرا.صائب.|| فریفتن بتدریج با عطا و دهشی. از راه بردن کسی با بخشیدن و دادن چیزی اندک بوی.

فرهنگ فارسی

فرو ریختن و پراکنده کردن دانه

جمله سازی با دانه پاشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو فطرت ناقص افتد حرف بطلان است‌کوششها شرر هم در هوا دارد زمین دانه پاشیدن

💡 نگردد خارخار حرص کم از جمع سیم و زر تهی چشم فزاید دام را از دانه پاشیدن

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز