دانه خوردن
لغت نامه دهخدا
دانه خوردن. [ ن َ / ن ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) برگرفتن و بدهان نهادن دانه قوت را. اکل دانه. || چینه خواری. دان خوردن:
مهترا بلبل انسم پس از این
بجزاز دست ادب دانه مخور.خاقانی.
فرهنگ فارسی
برگرفتن و بدهان نهادن دانه قوت را
جمله سازی با دانه خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانهٔ گندم توانی خورد و من عاجزم در دانه خوردن در وطن
💡 چون در افتد در گلوشان حبل دام دانه خوردن گشت بر جمله حرام
💡 بسیاری از پرندگان کوچک در فصلهای سرد سال، برای بقا و تامین انرژی لازم خود، به دنبال دانه خوردن از میان زمینهای کشاورزی و باغهای اطراف هستند.
💡 مصرف مواد مغذی موجود در غلات، از جمله دانه خوردن منظم انواع تخمه و غلات کامل، میتواند تاثیر بسیار مثبتی بر سلامت قلب و سیستم گوارش داشته باشد.
💡 حیوانات کوچک در جنگل برای تامین نیازهای غذایی خود، ساعات طولانی را صرف دانه خوردن و جمعآوری آذوقه برای زمستانهای سخت و طولانی خود میکنند.