لغت نامه دهخدا
دانش نیوش. [ن ِ ] ( نف مرکب ) نیوشنده دانش. شنونده دانش. مطیع علم و دانش. که گوش فرا دانش و علم دهد:
چو نامه بخواند خداوند هوش
بیارید آن رای دانش نیوش.فردوسی.
دانش نیوش. [ن ِ ] ( نف مرکب ) نیوشنده دانش. شنونده دانش. مطیع علم و دانش. که گوش فرا دانش و علم دهد:
چو نامه بخواند خداوند هوش
بیارید آن رای دانش نیوش.فردوسی.
نیوشندۀ دانش، آن که به علم و دانش گوش فرا دهد، دانش پذیر.
( صفت ) ۱ - راغب به علم وفضل ۲- قابل تعلیم وتربیت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلسمی دگر ساخت داننده کوش تو این داستانها به دانش نیوش
💡 وقت طرب مغتنم دان که زمان تا زمان فوت شود وینسخن از سر دانش نیوش