لغت نامه دهخدا
داغ نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) داغ کردن. سفع. ( منتهی الارب ).
داغ نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) داغ کردن. سفع. ( منتهی الارب ).
داغ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین در این گزارش اشاره شده بود که این عناصر افراطی اقدام به داغ نمودن نشان صلیب بر روی بدن قربانیان ارمنی خود مینمودند.