دادجو. ( نف مرکب ) دادجوی. دادخواه. عدالت جوینده. ج، دادجویان:
بفرمودتا هر که بد دادجوی
سوی موبدان موبد آورد روی.فردوسی.جهانی بدرگاه بنهاد روی
هر آن کس که بد در جهان دادجوی.فردوسی.مفرست پیام دادجویان
الا بزبان راستگویان.نظامی. || داددهنده. دادرس:
چو رامین دادجوی و دادگر شد
جهان از خفتگان آسوده تر شد.( ویس و رامین ).
دادجوینده، جویندۀ عدل وداد، دادخواه: مفرست پیام دادجویان / الاّ به زبان راستگویان (نظامی۳: ۵۳۳ ).
داد جوی
اسم: دادجو (پسر) (فارسی) (تلفظ: dād ju) (فارسی: دادجو) (انگلیسی: dad ju)
معنی: جوینده و خواستار عدالت و دادگری، ( در قدیم ) داد دهنده، دادرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 · «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، [بازنویسی فیونا بدال]؛ ترجمه صدیقه شریف، تهران: دادجو، ۱۳۸۸، چاپ دوم ۱۳۹۳. (کتاب حاضر اقتباسی از «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» است در ۹۵ صفحه)
💡 چو رامین دادجوی و دادگر شد جهان از خفتگان آسودهتر شد
💡 این مجموعه توسط گروهی از مترجمان از جمله سیدجلالالدین مجتبوی، عبدالحسین آذرنگ، اسماعیل سعادت، داریوش آشوری، غلامرضا اعوانی، ابراهیم دادجو، بهاءالدین خرمشاهی و امیرجلالالدین اعلم به فارسی ترجمه شدهاست.
💡 ترجمه فارسی فریدون عطایی از این کتاب در سال ۱۳۶۵ هجری شمسی توسط انتشارات دادجو به چاپ رسید. (البته چاپهای قبل از انقلاب نیز موجود است.) در سال ۱۹۶۲ فیلمی از داستان تاراس بولبا با همین نام به کارگردانی جی. لی تامپسون با بازی یول برینر و تونی کرتیس ساخته شد.