لغت نامه دهخدا
خیره سخن. [ رَ / رِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) یاوه گوی. گزافه گوی. بیهوده گوی. بیهوده سخن.
خیره سخن. [ رَ / رِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) یاوه گوی. گزافه گوی. بیهوده گوی. بیهوده سخن.
یاوه گوی گزافه گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنانکه به چشم تو نیکوتر از همه کسها نماید باشد که به چشم دیگران زشتتر نماید و نیز هر زمان او را در مجلس میوه مده و تفقد مکن و هر ساعت او را مخوان و در گوش وی خیره سخنی مگوی، که سود و زیان میگویم، که دانند که با وی چیزی نگفتی.
💡 فغان من همه زین شاعران خیره سخن غریق بحر جهالت ز طبع تیره و ضال
💡 اگر نخواهی تا خیره و خجل مانی مگوی خیره سخن جز که براساس و بنی
💡 این چرخ به کام من نمی گردد بر خیره سخن همی چه گردانم