لغت نامه دهخدا
خیارکی. [ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به خیارک.
- طاعون خیارکی؛ طاعونی که مبتلایان خود را به خیارک دچار کند. ( یادداشت مؤلف ).
خیارکی. [ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به خیارک.
- طاعون خیارکی؛ طاعونی که مبتلایان خود را به خیارک دچار کند. ( یادداشت مؤلف ).
منسوب به خیارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایمنی این واکسن فقط در مقابل فرم خیارکی است و در مقابل فرم تنفسی هیچ نقشی ندارد.
💡 او پزشک شخصی کریستیان چهارم دانمارک بود و در زمان همهگیری طاعون خیارکی در کپنهاگ ماند.
💡 در طاعون تنفسی ۲ تا ۳ روز و در طاعون خیارکی ۲ تا ۱۰ روز