خپله

لغت نامه دهخدا

خپله. [ خ ِ پ ِ ل َ / ل ِ ] ( ص ) کوتوله. کوتاه بالای درشت استخوان فربه و سطبر. کوتاه قد گوشت ناک. عُنْبُط. حِبِقَّه. بُحتُر. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(خِ پِ لِ ) (ص. ) (عا. ) چاق و قدکوتاه.

فرهنگ عمید

چاق و قدکوتاه.

فرهنگ فارسی

آدم چاق وقدکوتاه، کوتوله، بداندام، بی قواره
( صفت ) چاق و قدکوتاه.

ویکی واژه

(عا.)
چاق و قدکوتاه.

جمله سازی با خپله

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به خطر طنز، تندرست و شاد، مدل‌ها و همسران، عشق خالص، تامال و دختران نانجیب، عزیزان دل و سوئیچ بمب، ناشی‌ها و خرابکاری‌ها، خپله و کشمکش‌ها، هالوها و یاوه‌سرایی‌هایشان، خوش‌خیالی‌ها، دندان‌پزشکان و بانوان و جاز و زندانیان اشاره کرد.