خون گرفته

خون گرفته به معنای حالتی است که در آن فرد به شدت تحت تأثیر احساسات منفی قرار دارد. این عبارت معمولاً به زمانی اطلاق می‌شود که فردی به دلایل مختلف از قبیل عصبانیت، ناامیدی یا غم و اندوه، احساس خفقان و ناراحتی می‌کند. به عنوان مثال، ممکن است فردی پس از دریافت خبر بد یا مواجهه با یک موقعیت دشوار، دچار این حالت شود. در چنین شرایطی، چهره افراد معمولاً تغییر می‌کند و نشانه‌های استرس و ناراحتی در رفتار و حرکات آن‌ها نمایان می‌شود. این وضعیت می‌تواند تأثیرات منفی بر روی روابط اجتماعی و سلامت روانی فرد داشته باشد. بنابراین، شناسایی و مدیریت احساسات منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. افراد باید تلاش کنند تا با استفاده از روش‌های صحیح، مانند گفتگو با دیگران یا تمرینات آرامش‌بخش، به بهبود وضعیت خود بپردازند و از غرق شدن در این احساسات جلوگیری کنند.

لغت نامه دهخدا

خون گرفته. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه خون او را بفصد و حجامت گرفته اند. کسی که خون وی از تن بیرون شده باشد. || کسی که فتوای کشتن او را داده باشند. || مشرف بمرگ. ( ناظم الاطباء ). || آنکه او را حالی غیرعادی پس از قتل نفسی دست دهد. آنکه قتلی کرده و خار خار این قتل او را بوسواس اندازد. ( یادداشت مؤلف ). || آنکه قتلی کرده و آن قتل پاپیچ او شده باشد و بقتل رسد. خون گیرشده. ( یادداشت مؤلف ). || اجل گرفته. ( آنندراج ). اجل رسیده.

فرهنگ فارسی

آنکه خون او را بفصد و حجامت گرفته اند یا کسی که فتوای کشتن او را داده باشند.

جملاتی از کلمه خون گرفته

ای دل خون گرفته، عشق مباز که بتان تشنگان خون باشند
زمین از خون گرفته سهمناکی شده برج فلک ازگرد خاکی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم