خون پالایی
لغت نامه دهخدا
خون پالایی. [ خوم ْ ] ( حامص مرکب ) خون فشانی، خونریزی. عمل خون پالا. عمل و حالت پالودن خون.
فرهنگ فارسی
خون فشانی خونریزی
جمله سازی با خون پالایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دارم دم سرد، چشم خون پالایی اندر غمت ای سرو قد رعنایی
💡 نه به بالا نه به زیری و نه جان در جهت است شش جهت را چه کنم در دل خون پالایی
💡 پختگان را خمری، بهر خامان شیری بهر شیره و شیرت، بین تو خون پالایی
💡 در فرآیند درمانهای پزشکی پیشرفته، دستگاههای مدرن برای خون پالایی و حذف سموم از بدن بیمار به کار گرفته میشوند.
💡 متخصصان توضیح دادند که خون پالایی در کلیهها یک فرآیند حیاتی برای حفظ سلامت و تعادل مواد شیمیایی در بدن است.
💡 با پیشرفت تکنولوژی، روشهای خون پالایی بسیار دقیقتر شدهاند و میتوانند عفونتها را از جریان خون به خوبی جدا کنند.