خون پالایی

لغت نامه دهخدا

خون پالایی. [ خوم ْ ] ( حامص مرکب ) خون فشانی، خونریزی. عمل خون پالا. عمل و حالت پالودن خون.

فرهنگ فارسی

خون فشانی خونریزی

جمله سازی با خون پالایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارم دم سرد، چشم خون پالایی اندر غمت ای سرو قد رعنایی

💡 نه به بالا نه به زیری و نه جان در جهت است شش جهت را چه کنم در دل خون پالایی

💡 پختگان را خمری، بهر خامان شیری بهر شیره و شیرت، بین تو خون پالایی

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز