خون تاک

لغت نامه دهخدا

خون تاک. [ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگور.( آنندراج ). خون رز. خون خم. خون بط. خون دختر رز.

فرهنگ فارسی

کنایه از شراب انگور خون رز.

جمله سازی با خون تاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دل خم خون تاک آید بجوش در کف ما جام سرشاری کند

💡 بزم عشرت گرم گردد، خون تاک آید بجوش باده سرمستی دهد پیمانه سرشاری کند

💡 صرف شد خون حرام او به حرمت یا نداشت امتیاز آن خون پاک از خون تاک ای ذوالجناح

💡 الا تا بهر بهار برآید ز خاک گل الا تا درون خم شود خون تاک مل

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز