لغت نامه دهخدا
خوش وعده. [ خوَش ْ / خُش ْ وَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) صادق الوعد. آنکه بوعده خود وفا کند. آنکه از وعده خود تخلف نکند.
خوش وعده. [ خوَش ْ / خُش ْ وَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) صادق الوعد. آنکه بوعده خود وفا کند. آنکه از وعده خود تخلف نکند.
صادق الوعد آنکه بوعده خود وفا کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوک زان خوش وعدههای مغتنم برگشاید قفل کفر صد منم
💡 ما را حدیث دوست به دست فراق داد خوش وعده ها که در خبر است و ندیده ایم
💡 ای دوش لب گشاده داد نبات داده خوش وعدهای نهاده ما روزها شمرده
💡 گفتی که گر بیفتی من یاور تو باشم خوش وعدهای است لیکن این باور که باشد؟